ترجمه "resident" به فارسی
ساکن, مقیم, پزشک مقیم بهترین ترجمه های "resident" به فارسی هستند.
resident
noun
masculine
دستور زبان
-
ساکن
nounAprofita qualsevol oportunitat per començar cursos bíblics amb els residents del centre, els treballadors i els familiars.
از فرصتها استفاده کنید تا تدریس کتاب مقدّس را با ساکنان مراکز، اعضای خانوادهشان و کارمندان شروع کنید.
-
مقیم
noun -
پزشک مقیم
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " resident " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "resident" با ترجمه به فارسی
-
دستیاری (پزشکی)
-
رزیدنت اویل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن