ترجمه "veure" به فارسی
دیدن, بین, دیدَن بهترین ترجمه های "veure" به فارسی هستند.
veure
verb
دستور زبان
-
دیدن
verbQuè et passa pel cap en veure aquest panorama?
شما با دیدن تمامی این وقایع چه حالی خواهید داشت؟
-
بین
adposition verb nounPer descomptat, teníem càmeres ocultes a l'habitació per veure cada moviment seu.
و البته، در اون اتاق دور بین مخفی کار گذاشتیم تا تمام حرکاتشون رو زیر نظر داشته باشیم.
-
دیدَن
-
ترجمه های کمتر
- تصور کردن
- ديدَن
- رویایی بودن
- علاقه داشتن به
- متصور ساختن
- مجسم ساختن
- مجسم کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " veure " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "veure" با ترجمه به فارسی
-
صدا پیشه
-
ترکیب موجود زنده · سازمان · سازواره · فرتاش · موجود زنده
-
احساس · استدلال · ترغیب · تشویق · تمایل · دید · دیدگاه · زاویه · عاطفه · عقیده دینی · قسم · لحاظ · نظر · نقطه ثابت · نقطه نظر · نقطهنظر · گمان
-
باریک شدن · نمایان شدن
-
صدا روی پروتکل اینترنت
-
رنگارنگ · زنده · سرزنده
-
آوا · آواز · اظهار · بانگ · حرف · دنگ · سخنگویی · صدا · صدای انسان · موسیقی آوازی · گوينده · گوینده
-
حق رد · حق وتو · رای مخالف · رد · منع · نشانه مخالفت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن