ترجمه "blindtarm" به فارسی
آپاندیس, سکوم, ضمیمه بهترین ترجمه های "blindtarm" به فارسی هستند.
blindtarm
noun
common
دستور زبان
-
آپاندیس
En af hans fortalere hævdede at der var snesevis af „rudimentære organer“ i menneskelegemet, derunder blindtarmen og brislen.
یکی از حامیان داروین حتی اظهار کرد که بسیاری از اعضای بدن «اضافی» میباشند؛ اعضایی از قبیل، آپاندیس و غدهٔ تیموس.
-
سکوم
-
ضمیمه
noun -
پیوست
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blindtarm " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن