ترجمه "stamme" به فارسی

قبیله, il, تنه (گیاهشناسی) بهترین ترجمه های "stamme" به فارسی هستند.

stamme noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • قبیله

    noun

    Nu, hvor du bliver en del af stammen, behøver du ikke den.

    حالا که به قبیله ملحق شدی ، دیگه بهش احتیاجی نداری.

  • il

  • تنه (گیاهشناسی)

    del af træ

  • ترجمه های کمتر

    • خویشی
    • زند
    • عشیره
    • قوم و خویش
    • قوم و خویشی
    • کَنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stamme " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "stamme"

عباراتی شبیه به "stamme" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "stamme" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه