ترجمه "stammen" به فارسی
لکنت زبان, لکنت زبان بهترین ترجمه های "stammen" به فارسی هستند.
stammen
noun
common
دستور زبان
-
لکنت زبان
Når jeg følte mig presset, kunne jeg næsten ikke udtale ordene og begyndte at stamme.
کمی که تحت فشار قرار میگرفتم نمیتوانستم کلمات را خوب تلفظ کنم و زود به لکنت زبان میافتادم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stammen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Stammen
-
لکنت زبان
Når jeg følte mig presset, kunne jeg næsten ikke udtale ordene og begyndte at stamme.
کمی که تحت فشار قرار میگرفتم نمیتوانستم کلمات را خوب تلفظ کنم و زود به لکنت زبان میافتادم.
عباراتی شبیه به "stammen" با ترجمه به فارسی
-
پسر کو ندارد نشان از پدر تو بیگانه خوانش؛ مخوانش پسر
-
il · تنه (گیاهشناسی) · خویشی · زند · عشیره · قبیله · قوم و خویش · قوم و خویشی · کَنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن