ترجمه "Bekannte" به فارسی
آشنا, دوست بهترین ترجمه های "Bekannte" به فارسی هستند.
Bekannte
noun
feminine
masculine
دستور زبان
-
آشنا
nounWer braucht die Zustimmung eines Familienmitglieds... wenn man sie von Millionen von Bekannten haben kann?
كي به موافقت يه عضو خانواده اش احتياج داره وقتي كه ميليون ها آشنا قبولش دارن
-
دوست
nounWenn du darin keine Erfahrung hast, so laß dich dadurch jedoch nicht entmutigen, Bekannten zu schreiben.
ولی اگر در این امور مجرب نیستی، از نوشتن نامه به دوستان دلسرد نشو.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Bekannte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
bekannte
adjective
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"bekannte" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای bekannte در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "Bekannte" با ترجمه به فارسی
-
یوسف
-
مثل گاو پیشانی سفید
-
آشنا · اطلاع · دوست · رابطه
-
مثل گاو پیشانی سفید
-
آشنا · شناخته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن