ترجمه "bekannt" به فارسی
آشنا, شناخته بهترین ترجمه های "bekannt" به فارسی هستند.
bekannt
adjective
verb
دستور زبان
von Rang und Namen (umgangssprachlich) [..]
-
آشنا
adjective nounWir sind keine Freunde, nur Bekannte.
ما دوست نیستیم، فقط آشنا هستیم.
-
شناخته
Sein Name ist allen bekannt.
نام او برای همه شناخته شده است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bekannt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bekannt" با ترجمه به فارسی
-
یوسف
-
مثل گاو پیشانی سفید
-
آشنا · اطلاع · دوست · رابطه
-
آشنا · دوست
-
مثل گاو پیشانی سفید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن