ترجمه "Bekannter" به فارسی
آشنا, اطلاع, دوست بهترین ترجمه های "Bekannter" به فارسی هستند.
-
آشنا
nounWer braucht die Zustimmung eines Familienmitglieds... wenn man sie von Millionen von Bekannten haben kann?
كي به موافقت يه عضو خانواده اش احتياج داره وقتي كه ميليون ها آشنا قبولش دارن
-
اطلاع
nounWir melden uns sofort wieder, sobald etwas neues bekannt wird.
هر اطلاعاتي که به دستمون بياد با شما در ميون ميزاريم.
-
دوست
nounWenn du darin keine Erfahrung hast, so laß dich dadurch jedoch nicht entmutigen, Bekannten zu schreiben.
ولی اگر در این امور مجرب نیستی، از نوشتن نامه به دوستان دلسرد نشو.
-
رابطه
nounÜber seine Familie und sein Leben ist uns nichts bekannt.
بلی، ما هیچ اطلاعی در رابطه با اصل و نسب ناتان و زندگیاش در اختیار نداریم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Bekannter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"bekannter" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای bekannter در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "Bekannter" با ترجمه به فارسی
-
یوسف
-
مثل گاو پیشانی سفید
-
آشنا · دوست
-
مثل گاو پیشانی سفید
-
آشنا · شناخته