ترجمه "Erstarren" به فارسی

انجماد ترجمه "Erstarren" به فارسی است.

Erstarren noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • انجماد

    Aber in dem Moment, als wir den Laser anschalteten – jetzt – erstarrte die Maus plötzlich.

    ولی وقتی ما لیزر را روشن کردیم، همان طور که می بینید، ناگهان موش وارد حالت انجماد شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Erstarren " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

erstarren verb دستور زبان

Vor Schreck regungslos werden.

+ اضافه کردن

"erstarren" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای erstarren در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "Erstarren" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه