ترجمه "erste" به فارسی
اول, نخست, یکم بهترین ترجمه های "erste" به فارسی هستند.
erste
adjective
Adjective
دستور زبان
(der) erste
-
اول
adjectiveDer Aufzug hält nicht im ersten und zweiten Stock.
آسانسور در طبقهٔ اول و دوم توقف ندارد.
-
نخست
adjective adverbWer am Boden liegt, wird erst recht getreten!
نخست آنکه روی زمین قرار دارد نجات مییابد!
-
یکم
adjectiveAna hat sich erst geöffnet, als ich etwas Mitgefühl zeigte.
انا تا قبل اینکه من یکم واسم دلسوزی نکردم حرف نزد
-
ترجمه های کمتر
- اولین
- نخستین
- یکمین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " erste " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Erste
noun
feminine
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Erste" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Erste در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "erste" با ترجمه به فارسی
-
شروع به کار
-
حساب محمولات
-
كمكهاي اوليه جانوران · کمکهای اولیه
-
اول · اولین · فقط · نخست · نخستین · یکم · یکمین
-
مجلس سفلی
-
اول · اولین · نخست · نخستین · یکم · یکمین
-
انتفاضه اول
-
كمكهاي اوليه جانوران · کمکهای اولیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن