ترجمه "Fastenzeit" به فارسی
روزه, چلّهٔ روزه بهترین ترجمه های "Fastenzeit" به فارسی هستند.
Fastenzeit
noun
feminine
دستور زبان
vierzig Tage vor Ostern
-
روزه
nounAber ich halte es für Gottes Willen, die Fastenzeit fortzusetzen.
ما بر اين باوريم که خواست خداست تا همچنان روزه دار باشيم
-
چلّهٔ روزه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Fastenzeit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن