ترجمه "Fastfood" به فارسی
غذای سریع, غذای فوری, فست فود بهترین ترجمه های "Fastfood" به فارسی هستند.
Fastfood
Noun
neuter
دستور زبان
Junkfood (abwertend) [..]
-
غذای سریع
-
غذای فوری
zubereitete Speisen, die für den raschen Verzehr produziert werden
-
فست فود
Und wenn meine Diät so von Bedeutung ist, dann sollten die Lieferungen kein Fastfood enthalten.
... و اگه رژيم غذايي من اينقدر نگران کننده هستش پس شايد ديدارهاي مخفيانه ي عملياتي نبايد قاطي فست فود بشه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Fastfood " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
fastfood
-
غذای فوری
تصاویر با "Fastfood"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن