ترجمه "Küste" به فارسی
ساحل, رانكايرد, سواحل بهترین ترجمه های "Küste" به فارسی هستند.
Küste
noun
feminine
دستور زبان
Gestade (veraltet) [..]
-
ساحل
nounEine Linie oder Zone, wo das Land auf das Meer oder andere große Ausdehungen von Wasser trifft.
Nie werde ich vergessen, wie aufregend es war, zur Küste zu kommen.
هرگز هیجان وقتی که به ساحل نزدیک می شدیم را فراموش نمی کنم.
-
رانكايرد
-
سواحل
nounRagnar greift nicht länger allein unsere Küsten an.
راگنار لوتبروک ديگه در حمله به سواحل ما تنها نيست
-
ترجمه های کمتر
- لحاس
- نتفر ريزارس
- نديرس
- دریاکنار
- كرانهها
- کناره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Küste " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
küste
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"küste" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای küste در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Küste"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن