ترجمه "Kuss" به فارسی

بوسه, ماچ بهترین ترجمه های "Kuss" به فارسی هستند.

Kuss noun masculine دستور زبان

Schmatzer (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بوسه

    noun

    oraler Körperkontakt mit einer Person oder einem Gegenstand

    Aber vorher, denke ich, habe ich mir einen anständigen Kuss verdient.

    اما اول ، يه بوسه ي حسابي بايد بهم بدي.

  • ماچ

    noun

    Sie kichert, quiekst und gibt sich selbst diese großen, feuchten Küsse.

    می خنده و جیغ میکشه، و این شکلی ماچ های گنده آبدار از خودش برمیداره.

  • [[ماچ]]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kuss " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Kuss"

عباراتی شبیه به "Kuss" با ترجمه به فارسی

  • بوسه
  • بوسیدن · لب گرفتن · ماچ کردن
اضافه کردن

ترجمه های "Kuss" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه