ترجمه "Klinge" به فارسی

تیغ ترجمه "Klinge" به فارسی است.

Klinge noun feminine دستور زبان

Der flache, scharf geschliffene Teil eines Werkzeugs.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تیغ

    noun

    Hauptbestandteil diverser Werkzeuge und Waffen

    Du wurdest mit einer vergifteten Klinge geschnitten.

    بدنت با یه تیغ سمی بدیده شده.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Klinge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

klinge verb
+ اضافه کردن

"klinge" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای klinge در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "Klinge"

عباراتی شبیه به "Klinge" با ترجمه به فارسی

  • آوا · آواز · صدا
  • صدا دادن
  • آوا · آواز · صدا
اضافه کردن

ترجمه های "Klinge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه