ترجمه "klinisch" به فارسی
کلینیکی ترجمه "klinisch" به فارسی است.
klinisch
adjective
adverb
دستور زبان
Von oder betrefflich einer medizinischen Klinik oder Fakultät.
-
کلینیکی
Er lässt sich auf die klinische Studie ein und es funktioniert.
پس او یک دوره ی درمانی کلینیکی را شروع کرد، و نتیجه داد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " klinisch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "klinisch" با ترجمه به فارسی
-
آزمايشگري باليني
-
روانشناسی بالینی
-
غذاهاي باليني
-
اختلال افسردگی اساسی
-
علائم بیماری
-
آزمايشگري باليني · کارآزماییهای بالینی
-
آزمايشگري باليني · کارآزماییهای بالینی
-
تغذيه باليني · رژيمهاي غذايي بيمارستان · رژيمهاي غذايي سلامتي · رژیم غذایی نوتوانی · رژیمهای غذایی درمانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن