ترجمه "Klingel" به فارسی

زنگ, زنگ درب بهترین ترجمه های "Klingel" به فارسی هستند.

Klingel noun feminine دستور زبان

elektrische

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • زنگ

    noun

    Es klingelte an der Tür.

    زنگ در به صدا درآمد.

  • زنگ درب

    Bei ihm klingeln und abhauen.

    يک فکر خوبي دارم که زنگ درب خونه اش رو بزنم و فرار کنم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Klingel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

klingel verb
+ اضافه کردن

"klingel" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای klingel در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "Klingel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه