ترجمه "Praktikant" به فارسی
انترن, کارآموز, کارورز بهترین ترجمه های "Praktikant" به فارسی هستند.
Praktikant
noun
masculine
دستور زبان
im Praktikum (sein) [..]
-
انترن
noun -
کارآموز
Na ja, ich kann's mir vorstellen, vor allem für Praktikanten.
خب ، میتونم تصورش رو بکنم مخصوصاً برای یه کارآموز
-
کارورز
Er war Praktikant bei Cyberdyne, einen Sommer lang.
اون يه تابستون به عنوان کارورز تو " سايبردين " بود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Praktikant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن