ترجمه "praktikum" به فارسی

کارآموزی, استاژ, انترنی بهترین ترجمه های "praktikum" به فارسی هستند.

praktikum
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کارآموزی

    Ich wusste, diese Drucker waren viel günstiger und viel zugänglicher als die aus meinem Praktikum.

    میدانستم که این پرینتر خیلی ارزانتر بود و بسیار قابل دسترستر ازآن بود که در کارآموزی استفاده میکردم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " praktikum " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Praktikum noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • استاژ

  • انترنی

  • دوره انترني

    Wo hast du deine medizinisches Praktikum gemacht?

    دوره انترني رو کجا ديدي

  • ترجمه های کمتر

    • کارآموز
    • کارآموزی
    • کارورزی
اضافه کردن

ترجمه های "praktikum" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه