ترجمه "Praktikantin" به فارسی

انترن, کارآموز, کارورز بهترین ترجمه های "Praktikantin" به فارسی هستند.

Praktikantin noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • انترن

    noun

    Soll das heißen, ich darf auch keinen Oralsex mit'ner Praktikantin haben?

    پس داري مي گي نمي تونم با انترن هم روي هم بريزم ؟

  • کارآموز

    Wir haben da nämlich seit einer Woche eine bezaubernde, junge Praktikantin.

    يه کارآموز جوان هست که تازه يه هفته است کارش رو شروع کرده.

  • کارورز

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Praktikantin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Praktikantin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه