ترجمه "Schwester" به فارسی

خواهر, خواهَر, همشيره بهترین ترجمه های "Schwester" به فارسی هستند.

Schwester noun feminine دستور زبان

Pflegeperson (fachsprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خواهر

    noun

    Familienmitglied

    Ich habe zwei Schwestern, beide sind verheiratet.

    دو خواهر دارم، هر دو ازدواج کرده اند.

  • خواهَر

  • همشيره

    Auf diese Weise konnte ich mich um meine Schwester kümmern, so wie Harry es gewollt hätte.

    به اين شکل من قادر به مراقبت از همشيره ام نيستم اون طوري که هري ازم توقع داشت

  • ترجمه های کمتر

    • پرستار
    • khwâhær
    • برادرها
    • تنیها
    • خواهرها
    • دوقلوها
    • سهقلوها
    • همپدمارها
    • چهارقلوها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Schwester " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

schwester
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خواهرها

    Aber wir haben heute bereits zwei Schwestern verloren.

    اما ما الانش هم دوتا از خواهرها رو از دست دادیم

تصاویر با "Schwester"

عباراتی شبیه به "Schwester" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Schwester" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه