ترجمه "Schwiegermutter" به فارسی

مادرزن, خشو, مادرشوهر بهترین ترجمه های "Schwiegermutter" به فارسی هستند.

Schwiegermutter noun Noun feminine دستور زبان

Die Mutter von jemandes Ehepartner.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مادرزن

    noun

    Die Mutter von jemandes Ehepartner. [..]

    Verflucht ist, wer sich zu seiner Schwiegermutter legt. . . .

    ملعون باد کسیکه با مادرزن خود بخوابد . . .

  • خشو

  • مادرشوهر

    noun

    Mary, die in Kenia lebt, pflegt seit drei Jahren ihre betagte Schwiegermutter.

    ماری، اهل کنیا، مدت سه سال از مادرشوهر سالمندش نگهداری کرده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Schwiegermutter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Schwiegermutter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه