ترجمه "blitzableiter" به فارسی

برقگیر ترجمه "blitzableiter" به فارسی است. نمونه ترجمه شده: Er brachte uns Bifokalgläser und den Blitzableiter, und er war natürlich auch an der Entwicklung der Demokratie in Amerika beteiligt. ↔ وى عدسيهاى دو كانونى و ميله برقگير رعد و برق را برايمان به ارمغان آورد، و البته همكارى وى در ابداع دمكراسى آمريكايى.

blitzableiter
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • برقگیر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blitzableiter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Blitzableiter noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

"Blitzableiter" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Blitzableiter در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "blitzableiter"

اضافه کردن

ترجمه های "blitzableiter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Er brachte uns Bifokalgläser und den Blitzableiter, und er war natürlich auch an der Entwicklung der Demokratie in Amerika beteiligt.
وى عدسيهاى دو كانونى و ميله برقگير رعد و برق را برايمان به ارمغان آورد، و البته همكارى وى در ابداع دمكراسى آمريكايى.
Ich fürchte eher, ihr Zepter könnte wie ein Blitzableiter wirken.
ميگم خيلي خطر داره چون عصاي سلطنتيش ميتونه به عنوان ميله برقگير مشکل ساز بشه