ترجمه "reis" به فارسی
برنج, برنج, پلو بهترین ترجمه های "reis" به فارسی هستند.
reis
-
برنج
nounIch mag lieber Reis als Brot.
من برنج را بیشتر از نان دوست دارم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Reis
noun
Noun
masculine
neuter
دستور زبان
Frucht der Reispflanze, die ein Grundnahrungsmittel in vielen Teilen der Welt ist. [..]
-
برنج
nounگیاهی با دانه های خوراکی [..]
Ich mag lieber Reis als Brot.
من برنج را بیشتر از نان دوست دارم.
-
پلو
noun
تصاویر با "reis"
عباراتی شبیه به "reis" با ترجمه به فارسی
-
صندلیبازی
-
برنج آفريقايي
-
برنج آبی
-
دور دنیا در هشتاد روز
-
چاهان
-
برنج آبی
-
رد شدن -عبور کردن · سفر کردن · مسافرت کردن
-
سفر · مسافرت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن