ترجمه "reisen" به فارسی
سفر کردن, مسافرت کردن, رد شدن -عبور کردن بهترین ترجمه های "reisen" به فارسی هستند.
reisen
verb
دستور زبان
wegfahren (umgangssprachlich)
-
سفر کردن
verbNoch immer nicht an die Art zu reisen gewöhnt?
فکر کردم هنوزم داري به سفر کردن هات ادامه ميدي.
-
مسافرت کردن
verbUnd eines Tages vermischen sich die vielen Völker und reisen ungehindert.
و يک روز جمعيت مخلوط مي شوند و مسافرت کردن آزاد خواهد شد
-
رد شدن -عبور کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reisen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Reisen
noun
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Reisen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Reisen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "reisen"
عباراتی شبیه به "reisen" با ترجمه به فارسی
-
صندلیبازی
-
برنج
-
برنج آفريقايي
-
برنج آبی
-
دور دنیا در هشتاد روز
-
چاهان
-
برنج آبی
-
سفر · مسافرت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن