ترجمه "werfen" به فارسی
part kardan, انداختن بهترین ترجمه های "werfen" به فارسی هستند.
werfen
verb
دستور زبان
feuern (umgangssprachlich) [..]
-
part kardan
-
انداختن
verbSie sperrten dich ein und warfen den Schlüssel fort.
خب ، من شنیدم که اونا تو رو زندانی کردن و کلید رو انداختن دور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " werfen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Werfen
Noun
دستور زبان
Verziehen (Platte, Fliese)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Werfen" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Werfen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "werfen"
عباراتی شبیه به "werfen" با ترجمه به فارسی
-
پیش خر، خرمهره و گوهر يكی است
-
انداختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن