ترجمه "werk" به فارسی
کار, کار, اثر بهترین ترجمه های "werk" به فارسی هستند.
werk
-
کار
nounDas Ende krönt das Werk.
کار آن کرد که تمام کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " werk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Werk
noun
neuter
دستور زبان
Das, was gemacht worden ist. [..]
-
کار
nounDas Ende krönt das Werk.
کار آن کرد که تمام کرد.
-
اثر
noungeistiges oder künstlerisches Einzelwerk [..]
In den Ferien las ich das gesamte Werk Miltons.
من تمام آثار میلتون را طی تعطیلات خواندم.
-
فابریکه
noun -
کارخانه
nounEs ist nicht so nett, ihnen Arbeit in unseren Werken zu geben, in unseren Firmen.
خوب نیست که آن ها را در کارخانه هایمان استخدام کنیم، در شرکت هایمان.
تصاویر با "werk"
عباراتی شبیه به "werk" با ترجمه به فارسی
-
اثر خلاقانه
-
اثر ادبی
-
ناشناس
-
دیداریشنیداری
-
اثر یتیم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن