ترجمه "Able" به فارسی
توانا, توانستن, قادر بهترین ترجمه های "Able" به فارسی هستند.
Able
-
توانا
adjectiveThe new king was an able, energetic ruler.
این پادشاه جدید حاکمی توانا و پرجنب و جوش بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Able " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
able
adjective
verb
noun
دستور زبان
(law) Legally qualified or competent. [..]
-
توانستن
verbpermitted to
they were able to get this great footage
اونها توانستن این اثر بزرگ را ببینند و
-
قادر
properYou will be able to read this book next year.
تو قادر خواهی بود که این کتاب را در سال آینده بخوانی.
-
توانا
adjectiveThe new king was an able, energetic ruler.
این پادشاه جدید حاکمی توانا و پرجنب و جوش بود.
-
ترجمه های کمتر
- قابل
- لایق
- ماهر
- ماهرانه
- متمایل
- درخور
- - داشتنی [lovable]
- - شدنی [perishable]
- -پذیر [manageable]
- حق داشتن
- خواهان [peaceable]
- دارای استطاعت
- دارای خصوصیات ویژه [comfortable]
- قابل ... بودن
- چیره دست
ABLE
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"ABLE" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای ABLE در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "Able" با ترجمه به فارسی
-
قابل دسترس
-
خوش بنیه · سالم و آماده · قوی
-
توانستن · قدرت داشتن
-
(دستور زبان) حالت ازی · (دستور زبان) مفعول به · رافع · سایا · سایشی · ساییده · فرسایش پذیر · فرسایشی · مفعول عنه
-
tavânestan · توانستن · قادر بودن
-
ملوان آموزش دیده (که یک درجه بالاتر از ملوان ساده است) · مهناوی یکم (able seaman هم می گویند)
-
تکنولوژی انعطاف پذیر، فن آوری قابل انعطاف
-
(دستور زبان) مفعول به مطلق · ازی مطلق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن