ترجمه "ablative" به فارسی
مفعول عنه, رافع, سایا بهترین ترجمه های "ablative" به فارسی هستند.
ablative
adjective
noun
دستور زبان
(grammar) Applied to one of the cases of the noun in some languages, the fundamental meaning of the case being removal, separation, or taking away. [..]
-
مفعول عنه
Tonight I have a pressing engagement with the Ablative Absolute.
امشب شدیدا گرفتار وجه مفعول عنه کامل هستم.
-
رافع
adjective -
سایا
-
ترجمه های کمتر
- سایشی
- فرسایشی
- ساییده
- (دستور زبان) حالت ازی
- (دستور زبان) مفعول به
- فرسایش پذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ablative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ablative" با ترجمه به فارسی
-
- داشتنی [lovable] · - شدنی [perishable] · -پذیر [manageable] · توانا · توانستن · حق داشتن · خواهان [peaceable] · دارای استطاعت · دارای خصوصیات ویژه [comfortable] · درخور · قابل · قابل ... بودن · قادر · لایق · ماهر · ماهرانه · متمایل · چیره دست
-
قابل دسترس
-
خوش بنیه · سالم و آماده · قوی
-
توانستن · قدرت داشتن
-
tavânestan · توانستن · قادر بودن
-
ملوان آموزش دیده (که یک درجه بالاتر از ملوان ساده است) · مهناوی یکم (able seaman هم می گویند)
-
توانا
-
تکنولوژی انعطاف پذیر، فن آوری قابل انعطاف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن