ترجمه "ablation" به فارسی
قطع, رزکسیون, سایش بهترین ترجمه های "ablation" به فارسی هستند.
ablation
noun
دستور زبان
A carrying or taking away; removal. [..]
-
قطع
noun -
رزکسیون
-
سایش
-
ترجمه های کمتر
- ساییدگی
- كندگي
- تحلیل
- برداشتن
- رفع
- بیخ کنی
- ذوب شدن
- ریشه کنی
- فرساب سخره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ablation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ablation" با ترجمه به فارسی
-
(زمین شناسی) ساییده شدن · (فیزیک نجومی) سائیده شدن یا ذوب شدن سطح موشک یا سفینه در اثر برخورد با هوا · برداشتن · درآوردن · فرسوده شدن · قطع کردن · وابریدن
-
الت بریدن در جراحی · وسیله رافع
-
کند و سوز لیزر
-
كندگي (جراحي)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن