ترجمه "Apportionment" به فارسی

سهمیه بندی, تخصیص, حصه بهترین ترجمه های "Apportionment" به فارسی هستند.

Apportionment
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سهمیه بندی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Apportionment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

apportionment noun دستور زبان

(US) The distribution of members of the House of Representatives according to the population of the various states [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخصیص

    noun
  • حصه

  • افراز

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • سرشکن
    • پخش
    • بخش
    • تسهیم و تقسیم
    • تعیین حصه
    • تعیین سهم
    • تعیین وقت
    • تقسیط، تخصیص اعتبار
    • توزیع (برحسب نسبت یا جمعیت و غیره)

عباراتی شبیه به "Apportionment" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Apportionment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه