ترجمه "apportioning" به فارسی

تخصیص, تعیین وقت, پخش بهترین ترجمه های "apportioning" به فارسی هستند.

apportioning noun verb دستور زبان

Present participle of apportion. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخصیص

    noun
  • تعیین وقت

    noun
  • پخش

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " apportioning " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "apportioning" با ترجمه به فارسی

  • افراز کردن · بخش کردن · تخصیص دادن · تسهیم و تقسیم کردن · تسهیم کردن · تقسیم کردن · توزیع کردن، واگذار کردن · حصه کردن · سرشکن کردن · سهم دادن
  • تلاش توزیع شده
  • مالیات توزیعی، مالیات مقسوم
  • سر شکن کردن
  • افراز کردن · بخش کردن · تخصیص دادن · تسهیم و تقسیم کردن · تسهیم کردن · تقسیم کردن · توزیع کردن، واگذار کردن · حصه کردن · سرشکن کردن · سهم دادن
اضافه کردن

ترجمه های "apportioning" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه