ترجمه "Apprentice" به فارسی

کارآموز, کار آموز فنی, شاگرد بهترین ترجمه های "Apprentice" به فارسی هستند.

Apprentice
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کارآموز

    You don't want to be an apprentice for life.

    تو که نمي خواي براي هميشه کارآموز بموني.

  • کار آموز فنی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Apprentice " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

apprentice verb noun دستور زبان

A trainee, especially in a skilled trade. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاگرد

    noun

    trainee, especially in a skilled trade

    You'll be my apprentice, and you'll live with me at the station.

    تو میشی شاگرد من ، و باهام توی ایستگاه زندگی میکنی.

  • میلاو

    noun

    trainee, especially in a skilled trade

  • شاگردی کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • کارآموزی
    • نوآموز
    • یادگیرنده
    • (در گذشته - نجاری و بنایی و غیره) شاگردی که قانونا موظف بود در مقابل خوراک و آموزش برای استاد خود رایگان کار کند(معمولا به مدت هفت سال)
    • (نجاری و بنایی و غیره) شاگردی که تحت شرایط معین (مثلا پرداخت شهریه و عضویت در اتحادیه ی صنفی و غیره) آموزش می بیند
    • به شاگردی پذیرفتن
    • تازه کار
    • شاگرد، تازه کار، بیتجربه، کارآموز، شاگرد

تصاویر با "Apprentice"

عباراتی شبیه به "Apprentice" با ترجمه به فارسی

  • کارآموزی از طریق شاگردی، نوآموزی، کارآموزی اولیه، آموزش مقدماتی
اضافه کردن

ترجمه های "Apprentice" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه