ترجمه "apprehensive" به فارسی
نگران, بیمناک, دلواپس بهترین ترجمه های "apprehensive" به فارسی هستند.
apprehensive
adjective
دستور زبان
Anticipating something with anxiety or fear. [..]
-
نگران
It's natural to be apprehensive about the unknown, but look at Jefferson.
اين عاديه که درمورد ناشناخته ها نگران باشي ، ولي جفرسون رو ببين.
-
بیمناک
adjectivemortally apprehensive of some one coming in and kidnapping me;
شدیداً بیمناک بودم از این که کسی بیاید و مرا بدزدد
-
دلواپس
adjectiveAnd the men driving the trucks and the overloaded cars listened apprehensively.
مردانی که کامیونها و اتومبیلهای پربار را میراندند مضطرب و دلواپس گوش میدادند
-
ترجمه های کمتر
- پریشان
- تیزفهم
- تیزهوش
- ادراکی
- زود دریاب
- زود فهم
- وابسته به فهم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " apprehensive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "apprehensive" با ترجمه به فارسی
-
بانگرانی
-
ادراک · بازداشت · بیم · تاسه · ترس · تشویش · تلواسه · توقیف · داوری · درك · درک · دریابی · دستگیری · دلهره · دلواپسی · عقیده · فهم · نگرانی · واهمه
-
دریافتنی · فهمیدنی · قابل درک · قابل فهم
-
بیمناکی · ترس · تَلواسه، اضطراب، التهاب، اندوه، بیتابی، بیقراری، تشویش · دل واپسی · زودفهمی · سرعت انتقال · هراس · وسوسه
-
دریافتنی · فهمیدنی · قابل درک · قابل فهم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن