ترجمه "apprehensible" به فارسی

دریافتنی, فهمیدنی, قابل درک بهترین ترجمه های "apprehensible" به فارسی هستند.

apprehensible adjective دستور زبان

which can be apprehended (usually in the sense of being understood) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دریافتنی

  • فهمیدنی

  • قابل درک

  • قابل فهم

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " apprehensible " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "apprehensible" با ترجمه به فارسی

  • بانگرانی
  • ادراک · بازداشت · بیم · تاسه · ترس · تشویش · تلواسه · توقیف · داوری · درك · درک · دریابی · دستگیری · دلهره · دلواپسی · عقیده · فهم · نگرانی · واهمه
  • ادراکی · بیمناک · تیزفهم · تیزهوش · دلواپس · زود دریاب · زود فهم · نگران · وابسته به فهم · پریشان
  • بیمناکی · ترس · تَلواسه، اضطراب، التهاب، اندوه، بیتابی، بیقراری، تشویش · دل واپسی · زودفهمی · سرعت انتقال · هراس · وسوسه
اضافه کردن

ترجمه های "apprehensible" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه