ترجمه "apprehend" به فارسی

دستگیر کردن, دریافتن, بیم داشتن بهترین ترجمه های "apprehend" به فارسی هستند.

apprehend Verb verb دستور زبان

(transitive, archaic) To take or seize; to take hold of. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستگیر کردن

    verb

    to arrest; to apprehend a criminal

    We're just getting word that police have finally apprehended the suspect.

    همین الان با خبر شدیم که پلیس مظنون رو دستگیر کرد!

  • دریافتن

    verb
  • بیم داشتن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • توقیف کردن
    • درک کردن
    • فهمیدن
    • (مهجور) در دست گرفتن
    • نگران بودن
    • هراس کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " apprehend " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "apprehend" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "apprehend" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه