ترجمه "appreciative" به فارسی
قدرشناس, قدردان, سپاسگزار بهترین ترجمه های "appreciative" به فارسی هستند.
appreciative
adjective
دستور زبان
Showing appreciation or gratitude. [..]
-
قدرشناس
adjectiveYou might be a little more appreciative, Alice chided him.
آلیس از او گله کرد بد نیست یکم قدرشناس تر باشی.
-
قدردان
adjectiveI appreciate you helping me out tonight, Jimmy.
از اينکه به من کمک ميکني ، قدردان تو هستم ، جيمي
-
سپاسگزار
adjectiveListen, I'd appreciate if you wouldn't say nothing to nobody, okay?
گوش کنين ، خيلي سپاسگزار ميشم چيزي به کسي نگين ، باشه ؟
-
متشکر
I'd appreciate it if you could arrange for me to leave on the mail boat.
واقعاً متشکر خواهم شد اگر ترتیبی بدهید که من با قایق پست کشتی را ترک کک نم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " appreciative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "appreciative" با ترجمه به فارسی
-
با قدردانی
-
من صمیمانه از تک تک پلیس های کشورم قدردانی می کنم، علیرغم بریدن سرشان، با وجود سوزاندن آنها؛ بار دیگر با قدرت برای امنیت ایران ایستادگی کردند.
-
افزایش ارزش سرمایه
-
افراد موافق و منتقد
-
قدر دانی شده · قدر دانی کرد · ماضی فعل قدر دانی کردن
-
ارزیابی پذیر · سنجش پذیر · قابل ارزیابی · قابل اندازه گیری · قابل تحسین · قابل ملاحظه
-
تحقیق ارج گذار
-
افزایش بها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن