ترجمه "appreciated" به فارسی
قدر دانی شده, قدر دانی کرد, ماضی فعل قدر دانی کردن بهترین ترجمه های "appreciated" به فارسی هستند.
appreciated
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of appreciate. [..]
-
قدر دانی شده
-
قدر دانی کرد
-
ماضی فعل قدر دانی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " appreciated " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "appreciated" با ترجمه به فارسی
-
با قدردانی
-
من صمیمانه از تک تک پلیس های کشورم قدردانی می کنم، علیرغم بریدن سرشان، با وجود سوزاندن آنها؛ بار دیگر با قدرت برای امنیت ایران ایستادگی کردند.
-
افزایش ارزش سرمایه
-
افراد موافق و منتقد
-
ارزیابی پذیر · سنجش پذیر · قابل ارزیابی · قابل اندازه گیری · قابل تحسین · قابل ملاحظه
-
تحقیق ارج گذار
-
افزایش بها
-
(ارزش یا قیمت) ترقی · ارزیابی · افزایش · افزایش ارزش یک دارایی · امتنان · بالا رفتن (در مقابل depreciation) · تشکر · سپاس · سپاسگزاری · قدردانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن