ترجمه "Appreciation" به فارسی
افزایش بها, قدردانی, سپاسگزاری بهترین ترجمه های "Appreciation" به فارسی هستند.
Appreciation
-
افزایش بها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Appreciation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
appreciation
noun
دستور زبان
A just valuation or estimate of merit, worth, weight, etc.; recognition of excellence. [..]
-
قدردانی
nounHere's a little token of my appreciation for what you've done.
و گفت: این پول ناقابل نشانه قدردانی من از شماست.
-
سپاسگزاری
Those who wish to join us in expressing appreciation for his service, please so signify.
آنهائی که آرزو میکنند با ما در سپاسگزاری از او بخاطر خدمتش همراه باشند، لطفاً اشاره کنند.
-
تشکر
nounUh, he wasn't feeling up to a social gathering, but he appreciated the invitation.
آه ، حال و حوصله یه مهمونی دست جمعی رو نداشت. اما بخاطر دعوت تشکر کرد.
-
ترجمه های کمتر
- افزایش
- سپاس
- ارزیابی
- امتنان
- (ارزش یا قیمت) ترقی
- افزایش ارزش یک دارایی
- بالا رفتن (در مقابل depreciation)
عباراتی شبیه به "Appreciation" با ترجمه به فارسی
-
با قدردانی
-
من صمیمانه از تک تک پلیس های کشورم قدردانی می کنم، علیرغم بریدن سرشان، با وجود سوزاندن آنها؛ بار دیگر با قدرت برای امنیت ایران ایستادگی کردند.
-
افزایش ارزش سرمایه
-
افراد موافق و منتقد
-
قدر دانی شده · قدر دانی کرد · ماضی فعل قدر دانی کردن
-
ارزیابی پذیر · سنجش پذیر · قابل ارزیابی · قابل اندازه گیری · قابل تحسین · قابل ملاحظه
-
تحقیق ارج گذار
-
سپاسگزار · قدردان · قدرشناس · متشکر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن