ترجمه "Arbitration" به فارسی
داوری، حکمیت, داوری, حکمیت بهترین ترجمه های "Arbitration" به فارسی هستند.
-
داوری، حکمیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Arbitration " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
In general, a form of justice where both parties designate a person whose ruling they will accept formally. More specifically in Market Anarchist (market anarchy) theory, arbitration designates the process by which two agencies pre-negotiate a set of common rules in anticipation of cases where a customer from each agency is involved in a dispute. [..]
-
داوری
nounThey made an offer to submit the whole question at issue to arbitration;
صاحبان کنسروسازی پیشنهاد کردند که قضیه را به دادگاه داوری ارجاع کنند.
-
حکمیت
technique for the resolution of disputes
they yielded at length so far as to consent to put the affair to arbitration.
سرانجام تسلیم شدند اما رضایت آنها مشروط بر این بود که قضیه به حکمیت واگذار شود.
-
پابندان
-
ترجمه های کمتر
- کدخدامنشی
- اختیار مطلق
- داورى كردن
- داوری، حکمیت
- نتیجه حکمیت
عباراتی شبیه به "Arbitration" با ترجمه به فارسی
-
دارای اختیار حکمیت · مربوط بحکمیت
-
رویه حکمیت، اداره امور
-
قابل حل و فصل · قابل حکمیت
-
حکم · داور · داور مسابقات · سرداور · میانجی
-
توافق با حکمیت
-
داوری مدنی
-
اختیار مطلق · داوری · نتیجه حکمیت
-
وابسته به حکمیت · وابسته به داوری