ترجمه "arbitrate" به فارسی
(اختلاف را) از طریق حکمیت حل کردن, بستگی داشتن, به داور مراجعه کردن بهترین ترجمه های "arbitrate" به فارسی هستند.
arbitrate
verb
دستور زبان
To make a judgment (on a dispute) as an arbitrator or arbiter [..]
-
(اختلاف را) از طریق حکمیت حل کردن
-
بستگی داشتن
verb -
به داور مراجعه کردن
-
ترجمه های کمتر
- حکم شدن
- حکمیت کردن
- داوری کردن
- شفاعت کردن
- کدخدامنشی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arbitrate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "arbitrate" با ترجمه به فارسی
-
دارای اختیار حکمیت · مربوط بحکمیت
-
اختیار مطلق · حکمیت · داورى كردن · داوری · داوری، حکمیت · نتیجه حکمیت · پابندان · کدخدامنشی
-
رویه حکمیت، اداره امور
-
قابل حل و فصل · قابل حکمیت
-
حکم · داور · داور مسابقات · سرداور · میانجی
-
توافق با حکمیت
-
داوری مدنی
-
اختیار مطلق · داوری · نتیجه حکمیت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن