ترجمه "Assorting" به فارسی

طبقه بندی ترجمه "Assorting" به فارسی است.

Assorting
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طبقه بندی

    African scholars had collected a random assortment of old books

    محققین آفریقایی طبقه بندی تصادفی از کتابهای قدیمی انجام دهند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Assorting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

assorting verb

Present participle of assort. [..]

+ اضافه کردن

"assorting" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای assorting در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "Assorting" با ترجمه به فارسی

  • آمیخته · از جورهای مختلف · به رنگ ها و اندازه ها (و غیره)ی مختلف ولی از یک نوع · جور شده · دسته بندی شده · رنگارنگ · مناسب · گوناگون
  • جداول دستهبندی · جدول دستهبندی · دستهبندی در جنگلداری
  • جداول دستهبندی · جدول دستهبندی · دستهبندی در جنگلداری
  • برونچليپايي · تكزامهاي · جفتگیري جور · دستگاههای جفتگیری
  • جورسازی · دسته بندی · رده بندی · طبقه بندی · عطر گل · مجموعه محصولات · هم جوره · کلکسیون
  • از یک نوع یا طبقه بودن (با with) · به هم آمدن · به هم خوردن · جور بودن · جور کردن · دسته دسته کردن یا شدن · دمساز شدن · طبقه بندی کردن · محشور بودن یا شدن · مربوط ساختن · معاشرت کردن · همجور بودن · همنشینی کردن · وابسته کردن
  • جورسازی · دسته بندی · رده بندی · طبقه بندی · عطر گل · مجموعه محصولات · هم جوره · کلکسیون
  • از یک نوع یا طبقه بودن (با with) · به هم آمدن · به هم خوردن · جور بودن · جور کردن · دسته دسته کردن یا شدن · دمساز شدن · طبقه بندی کردن · محشور بودن یا شدن · مربوط ساختن · معاشرت کردن · همجور بودن · همنشینی کردن · وابسته کردن
اضافه کردن

ترجمه های "Assorting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه