ترجمه "assumable" به فارسی
بخودگرفتنی, فرض کردنی بهترین ترجمه های "assumable" به فارسی هستند.
assumable
adjective
دستور زبان
Of or pertaining to assumption. [..]
-
بخودگرفتنی
-
فرض کردنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " assumable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "assumable" با ترجمه به فارسی
-
فرضا · چنانکه بتوان فرض کرد
-
احتمالی · به خود گرفته · فرضی · متظاهرانه · منتظره (در مقابل غیر منتظره) · وانمود شده · وانمودین · پیش بینی شده
-
زیاده خواه · پرتوقع · پرمدعا · گستاخ
-
به عهده گرفته
-
نام مستعار
-
(قدیمی) پذیرفتن · برتن کردن · به خود بستن · به خود گرفتن · به عهده گرفتن · به همکاری پذیرفتن · تظاهر کردن · تقبل کردن · حدس زدن · در دست گرفتن · رياكار · شباهت داشتن به · غصب کردن · فرض کردن · وانمود کردن · پنداشتن · پوشیدن · گرفتن
-
به عهده گرفته
-
(قدیمی) پذیرفتن · برتن کردن · به خود بستن · به خود گرفتن · به عهده گرفتن · به همکاری پذیرفتن · تظاهر کردن · تقبل کردن · حدس زدن · در دست گرفتن · رياكار · شباهت داشتن به · غصب کردن · فرض کردن · وانمود کردن · پنداشتن · پوشیدن · گرفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن