ترجمه "assumed" به فارسی

احتمالی, به خود گرفته, فرضی بهترین ترجمه های "assumed" به فارسی هستند.

assumed adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of assume. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • احتمالی

  • به خود گرفته

    The sewer has, nowadays, assumed a certain official aspect.

    اگوی امروز تا حدی صورت رسمی به خود گرفته است.

  • فرضی

    why did they assume the same of her?

    چنین فرضی دربارهی جاستین بیراه بود.

  • ترجمه های کمتر

    • متظاهرانه
    • منتظره (در مقابل غیر منتظره)
    • وانمود شده
    • وانمودین
    • پیش بینی شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " assumed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "assumed" با ترجمه به فارسی

  • فرضا · چنانکه بتوان فرض کرد
  • بخودگرفتنی · فرض کردنی
  • زیاده خواه · پرتوقع · پرمدعا · گستاخ
  • به عهده گرفته
  • نام مستعار
  • (قدیمی) پذیرفتن · برتن کردن · به خود بستن · به خود گرفتن · به عهده گرفتن · به همکاری پذیرفتن · تظاهر کردن · تقبل کردن · حدس زدن · در دست گرفتن · رياكار · شباهت داشتن به · غصب کردن · فرض کردن · وانمود کردن · پنداشتن · پوشیدن · گرفتن
  • به عهده گرفته
  • (قدیمی) پذیرفتن · برتن کردن · به خود بستن · به خود گرفتن · به عهده گرفتن · به همکاری پذیرفتن · تظاهر کردن · تقبل کردن · حدس زدن · در دست گرفتن · رياكار · شباهت داشتن به · غصب کردن · فرض کردن · وانمود کردن · پنداشتن · پوشیدن · گرفتن
اضافه کردن

ترجمه های "assumed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه