ترجمه "Assume" به فارسی

به عهده گرفته, فرض کردن, حدس زدن بهترین ترجمه های "Assume" به فارسی هستند.

Assume
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • به عهده گرفته

    Lieutenant Coburn assumed full responsibility for the affair.

    ستوان کابرن مسئوليت کامل رابطه رو به عهده گرفت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Assume " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

assume verb دستور زبان

To authenticate by means of belief; to surmise; to suppose to be true, especially without proof. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرض کردن

    verb

    to suppose to be true

    I think it is safe to assume that we could be, and you should behave accordingly.

    بنظرم ميشه فرض کرد که ممکنه تو خطر باشيم و تو بهتره مواظب خودت باشي.

  • حدس زدن

    to suppose to be true

    They also assumed that she was meant to be held or placed lying down

    علاوه بر این حدس زدن که اون باید به حالت درازکش گرفته میشد یا قرار میگرفت

  • گرفتن

    verb

    Pneumonia's easy to assume, especially if you're too busy to do the tests.

    فرض سينه پهلو راحت تره ، مخصوصا اگه زيادي سرت شلوغ باشه واسه تست گرفتن

  • ترجمه های کمتر

    • پوشیدن
    • رياكار
    • پنداشتن
    • (قدیمی) پذیرفتن
    • برتن کردن
    • به خود بستن
    • به خود گرفتن
    • به عهده گرفتن
    • به همکاری پذیرفتن
    • تظاهر کردن
    • تقبل کردن
    • در دست گرفتن
    • شباهت داشتن به
    • غصب کردن
    • وانمود کردن

عباراتی شبیه به "Assume" با ترجمه به فارسی

  • فرضا · چنانکه بتوان فرض کرد
  • بخودگرفتنی · فرض کردنی
  • احتمالی · به خود گرفته · فرضی · متظاهرانه · منتظره (در مقابل غیر منتظره) · وانمود شده · وانمودین · پیش بینی شده
  • زیاده خواه · پرتوقع · پرمدعا · گستاخ
  • نام مستعار
اضافه کردن

ترجمه های "Assume" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه