ترجمه "Away" به فارسی

غایب, دور, غایب بهترین ترجمه های "Away" به فارسی هستند.

Away

An item on the user's My Status menu. This is a status that the user can select while signed in to make it appear to other users that he is currently away.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غایب

    adjective

    An item on the user's My Status menu. This is a status that the user can select while signed in to make it appear to other users that he is currently away.

    Steerforth seemed to think so too, as we looked after them fading away in the light of a young moon.

    برگشتیم و در روشنی هلال ماه به آنها نگاه کردیم تا از نظر غایب شدند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Away " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

away adjective interjection adverb دستور زبان

From a place, hence. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دور

    adjective

    Maybe all of these photos should have been thrown away.

    شاید همهٔ این عکسها باید دور ریخته شوند.

  • غایب

    adjective

    It was as if he attended only in body, while his spirit moved far away.

    مصداق همان وجود حاضر و غایب بود.

  • در کنار

    adverb

    Come away, and we will be happy together.

    بیا برویم، در کنار یکدیگر خوش خبت خواهیم شد.

  • ترجمه های کمتر

    • کنار
    • خارج
    • با
    • بر
    • فورا
    • پس
    • بدست
    • بوسیله
    • فرعی
    • بواسطه
    • (از بین) رفتن
    • (حرف ندا) برو!
    • از نزدیک
    • از پهلوی
    • برویم !
    • بسیار (زمان یا فاصله)
    • به سوی دیگر
    • بی وقفه
    • در فاصله 0
    • درجای دیگر
    • دور از

عباراتی شبیه به "Away" با ترجمه به فارسی

  • به آب انداختن
  • امکان داشتن · زندان کردن · قدرت داشتن
  • دور انداختن
  • انبار کردن · اندوختن · ذخیره کردن
  • منسوخ کردن · نابود کردن
  • جیم شدن · در رفتن · فرار کردن · منقضی شدن · همراه رفتن · گذشتن
  • پژمرده شدن
اضافه کردن

ترجمه های "Away" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه