ترجمه "awareness" به فارسی

آگاهی, هشیاری, اطلاع بهترین ترجمه های "awareness" به فارسی هستند.

awareness noun دستور زبان

The state or level of consciousness where sense data can be confirmed by an observer. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آگاهی

    noun

    the state or quality of being aware of something [..]

    I’m aware of a man who was involved in moral transgressions several years ago.

    من از یک مردی که چند سال پیش در گناه اخلاقی درگیر بود آگاهی دارم.

  • هشیاری

    noun

    the state of consciousness

    but if you are not alert and aware to these possibilities, you can walk right past them and not notice.

    اما ممکن است اگر هشیاری لازم را نداشته باشید، بیتفاوت ازکنار انها عبور کنید.

  • اطلاع

    noun

    You are aware, perhaps, that a close intimacy exists between this lady and the man Stapleton?

    شاید اطلاع داشته باشی که بین این بانو و آن مردک استپلتن رابطة بسیار صمیمانهای وجود دارد.

  • ترجمه های کمتر

    • اگاهی
    • معرفت
    • علم
    • خبر
    • اگاهي
    • باخبری
    • دانش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " awareness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "awareness" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "awareness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه