ترجمه "aware" به فارسی
آگاه, ملتفت, باخبر بهترین ترجمه های "aware" به فارسی هستند.
aware
adjective
دستور زبان
Vigilant or on one's guard against danger or difficulty. [..]
-
آگاه
having knowledge of something
I wasn't aware that someone was watching me.
من آگاه نبودم، که کسی مشغول نگاه کردن من بود.
-
ملتفت
adjectiveThe first move had just been made, and he wondered whether Charlie Wyatt was aware of it.
نخستین حرکت آغاز شده بود و او از خودش میپرسید که آیا چارلی وایت ملتفت است یا نه.
-
باخبر
adjectiveI am not aware that Mary knows anything of the matter.
نمیدانم مری از این جریان باخبر است یا نه.
-
ترجمه های کمتر
- هوشیار
- مطلع
- اگاه
- بااطلاع
- با اطلاع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " aware " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "aware" با ترجمه به فارسی
-
آگاه از
-
زمینه – آگاه، مفهوم – آگاه
-
آگاهی · اطلاع · اگاهي · اگاهی · باخبری · خبر · دانش · علم · معرفت · هشیاری
-
ایجاد آگاهی از برند
-
بافت آگاه
-
آگاهی برند
-
خودآگاهی · خویشتنآگاهی
-
آگاه بودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن