ترجمه "awarding" به فارسی

جایزه, رای بهترین ترجمه های "awarding" به فارسی هستند.

awarding noun verb دستور زبان

Present participle of award. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جایزه

    noun

    I didn't care about that. I didn't care about awards or money or anything.

    اهمیتی به اون نمیدادم. اهمیتی در مورد جایزه پول یا هر چیز دیگری نمیدادم.

  • رای

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " awarding " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "awarding" با ترجمه به فارسی

  • (در مورد کمک هزینه ی تحصیلی یا پاداش یا جوایز استحقاقی) اعطا · (معمولا در اثر امتحان یا کنکور یا مسابقه) اعطا کردن · اعطائیه · امانت گذاردن · اموزاندن · بخشش · بخشیدن · جایزه · جایزه، پاداش · حکم (قاضی یا میانجی) · دادن · رای · فتوی · فتوی دادن · قرار · مقرر کردن · نشان
  • (امریکا) جایزه ای که فرهنگستان هنر و علوم سینمایی سالیانه اعطا می کند (جایزه ی اسکار) · جایزه اسکار
  • جایزه ادبی
  • فهرست جوایز اسکار بهترین فیلم
  • جایزه گلدن گلوب
  • ایازم تفایرد قح همان
  • جایزه هوگو
  • جایزه هانس کریستین آندرسن
اضافه کردن

ترجمه های "awarding" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه