ترجمه "award" به فارسی

جایزه, نشان, رای بهترین ترجمه های "award" به فارسی هستند.

award verb noun دستور زبان

(law) A judgment, sentence, or final decision. Specifically: The decision of arbitrators in a case submitted. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جایزه

    noun

    trophy or medal [..]

    I didn't care about that. I didn't care about awards or money or anything.

    اهمیتی به اون نمیدادم. اهمیتی در مورد جایزه پول یا هر چیز دیگری نمیدادم.

  • نشان

    noun

    trophy or medal

  • رای

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • دادن
    • فتوی
    • قرار
    • اعطائیه
    • اموزاندن
    • بخشش
    • بخشیدن
    • (در مورد کمک هزینه ی تحصیلی یا پاداش یا جوایز استحقاقی) اعطا
    • (معمولا در اثر امتحان یا کنکور یا مسابقه) اعطا کردن
    • امانت گذاردن
    • جایزه، پاداش
    • حکم (قاضی یا میانجی)
    • فتوی دادن
    • مقرر کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " award " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "award" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "award" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه